مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: مرضیه ابراهیمی
کلیدواژه ها : خون جنيني - سلولهاي بنيادي خونساز - سيتوكاين ها - اينتركولين ـ 3 - فاكتور محرك كلني گرانولوسيت ماكروفاژي - TPO - SCF
: 4669
: 11
: 0
ایندکس شده در :

  چكيد ه

  سابقه و هدف

  سلولهاي بنيادي خونساز در درمان بيماريهاي خوني، نارساييهاي متابوليك و نقصهاي سيستم ايمني موثرند. از آن جا كه سلولهاي بنيادي خونساز در خون بند ناف قابليت پيوند به فرد بالغ را ندارند، لذا دستيابي به روشهايي كه با صرف هزينه كم به تكثير سلولهاي بنيادي خون بند ناف بپردازند اهميت دارد. در اين مطالعه، پتانسيل تكثير و تمايز سلولهاي تكهستهاي خون بند ناف( MNC ) و نيز ويژگيهاي سلولهاي توليد شده در حضور تركيبات مختلف سيتوكايني مورد بررسي قرار گرفت.

  مواد وروشها

  مطالعه انجام شده از نوع مداخلهاي آزمايشگاهي بود. سلولهاي تكهستهاي( MNC ) از خون بند ناف نوزادان با دوره كامل حاملگي كه مادران آنها به ظاهر سالم( HBs Ag- ، anti-HCV- ، anti-HBC- و anti-HIV- ) و فاقد ديابت و يا فشار خون بارداري بودند، جدا شد و در مقادير 106 × 5/1 سلول در حجم 2 ميليليتر محيط كشت IMDM حاوي 10% FBS و 5 نوع سيتوكاين IL-3 ، TPO ، GM-CSF ، SCF ، Flt-3 و در سه گروه FSGT3 ، FSGT و FST كشت شدند. به منظور بررسي ويژگي سلولهاي تكثير شده، شمارش سلولي، ايمنوفنوتيپ سلولها و قدرت كلنيزايي آنها در گروههاي مختلف و در روزهاي 0، 7، 14 و 21 مورد ارزيابي قرار گرفت. براي مقايسه درون گروهي درهر گروه از آزمايش غير پارامتريك ويلكوكسون و براي مقايسه بين گروهي از آزمايش غير پارامتريك منويتني استفاده شد.

  يافتهها

  نتايج اين مطالعه نشان داد تمام تركيبات سيتوكايني مورد مطالعه قادر به تحريك تكثير MNC در خون بند ناف به ميزان 5 برابر ميباشند. اما تنها تركيب Flt3L ، SCF و TPO قادر به توليد بيشتر سلولهاي تك هسته، سلولهاي CD34+ و سلولهاي CD34+90+38- طي 14 روز كشت ميگردد. هم چنين تمام تركيبات به كار رفته سبب توليد پيشسازهاي ميلوئيدي در كشتهاي طولاني مدت ميشوند.

  نتيجه گيري

  در اين مطالعه با استفاده از MNC خون بند ناف و سه تركيب سيتوكايني Flt3LT ، SCF و TPO ، روش مقرون به صرفهايي براي كشت سلولهاي بنيادي خون بند ناف بدون استفاده از فرآيندهاي خالصسازي ارايه شده است كه با افزايش توليد هم زمان سلولهاي تك هسته، سلولهاي بنيادي CD34+90+38- ، پيشسازهاي CD34+ ، پيشسازهاي ميلوئيدي CD34+133+ و كلونيهاي گرانولوسيتي منوسيتي همراه است.

  كلمات كليدي : خون جنيني، سلولهاي بنيادي خونساز، سيتوكاينها، اينتركولين ـ 3، فاكتور محرك كلني گرانولوسيت ماكروفاژي، TPO ، SCF

 

نویسندگان: حسین بهاروند
کلیدواژه ها :
: 12106
: 1
: 0
ایندکس شده در :
مقایسه فراساختار و تجلی ژنی در سلولهای بنیادی لیمبال کشت داده شده، ملتحمه، لیمبال و قرنیه نرمال هدف: مطالعه ویژگیهای فراساختار و تجلی ژنها در سلولهای بنیادی لیمبال کشت شده بر پرده آمنیون و مقایسه آن با بافتهای طبیعی ملتحمه، لیمبال و قرنیه سالم.مواد و روشها: روشهای (Revers Tranh1ase Polymerase Chain Reaction) RT-PCR، ایمنوسیتوشیمی و ایمنوبلات به منظور بررسی تجلی ژنهای موثر در حفظ خصوصیات بنیادی (Stem ness)، تمایز یا تکوین اپیتلیوم قرنیه در نمونه های تازه تهیه شده لیمبال، قرنیه، ملتحمه انسانی و سلولهای لیمبال کشت شده بر پرده آمنیوتیک، در زمان های متفاوت مورد استفاده قرار گرفتند. روش میکروسکوپ الکترونی نیز برای بررسی فراساختار سلولهای کشت شده و بافتهای مربوط استفاده شد.یافته ها: پس از 2-3 هفته، سلولهای کشت شده صفحه ای به اندازه تقریبی 2´2 سانتی متر مربع را بر پرده آمنیوتیک برهنه (فاقد سلول) تشکیل دادند. سلولهای کشت شده در تمام مراحل کشت از نظر بیان ژن P63+ Pax6+ Oct4+K3- بودند. بیان ژن K12 و کانکسین 43 پس از 14 روز کشت ظاهر شد و با افزایش زمان کشت افزایش یافت، در حالی که بیان ژن P63با افزایش زمان کاهش یافت. مقایسه سلولهای کشت شده با نوع طبیعی آن نشان داد که بافت لیمبال دارای ژنهای K3-/K12-/P63+/Oct4+/PAX6+ و بافت قرنیه دارای ژن P63-/K3+/K12+/Oct4+/PAX6+ و بافت ملتحمه نیز دارای ژنهای P63+/K3-/K12+/Oct4+/PAX6+ بودند. بررسی فراساختار سلول های لیمبال کشت شده نشان دهنده شباهت های فراوانی بین این سلول ها و اپیتلیوم قرنیه طبیعی بود.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سلول های لیمبال کشت شده جمعیت هتروژنی متشکل از سلول های بنیادی، سلول های پیش ساز و سلول های تمایز یافته هستند. همچنین هر چند که سلول های کشت شده واجد ساختار و اندامک های نابالغ درون سلولی بودند اما از نظر ساختار و ویژگی های درون سلولی مشابه نمونه طبیعی بودند.
نویسندگان: خدیجه اعتدالی, مرضیه ابراهیمی, طاهره زندیه, منیره محمد, امین خوش اخلاق, مرتضی ضرابی
کلیدواژه ها : بانكهاي خون - ذخيره كرايو - خون بند ناف
: 9369
: 38
: 0
ایندکس شده در :

  چكيد ه

  سابقه و هدف

  خون بند ناف به طور موفقيتآميزي از سال 1988 به عنوان يك منبع مهم براي سلولهاي بنيادي خونساز استفاده شده است. احتمال ايجاد آلودگيهاي باكتريايي در زمان خونگيري از بند ناف و نيز در طي فرآيندهاي مربوط به پردازش آن وجود دارد. هدف از اين تحقيق، بررسي و تعيين منشأ و نوع آلودگي باكتريايي نمونههاي خون بند ناف در بانك خون بند ناف پژوهشكده رويان بود.

  مواد و روشها

  در اين مطالعه توصيفي، تعداد 3074 واحد خون بندناف كه در مدت 3 سال جمعآوري شده، از نظر آلودگي باكتريايي مورد بررسي قرار گرفت. به منظور شناخت منشأ آلودگي، 800 كيسه بررسي و از هر كيسه دو نمونه كشت و باكتريهاي جدا شده تعيين سويه شدند. نتايج توسط آزمون كايدو و نرمافزار 16 SPSS تجزيه و تحليل شدند.

  يافتهها

  از مجموع 3074 واحد خون بند ناف، تعداد 93 واحد(6/3-3/2= 95% CI ، 02/3%) آلودگي باكتريايي داشتند. در بررسي دوم از مجموع 800 واحد، تعداد 26 واحد(3/3%) از نظر كشت ميكروبي مثبت بودند كه 25 واحد(2/96%) آن در مرحله خونگيري و 1 مورد(8/3%) پس از انجام فرآيند پردازش مثبت شده بود.

  نتيجه گيري

  در اين تحقيق، بيشترين آلودگي مربوط به بخش زايمان بيمارستانها بود كه درحين خونگيري نادرست از بند ناف ايجاد شده بود و اكثريت اين باكتريهاي جدا شده مربوط به فلور نرمال پوست و دستگاه تناسلي بودند؛ لذا با توجه به اهميت و ارزش بالاي سلولهاي خون بند ناف و عوارض خطرناك ناشي از پيوند نمونه عفوني، تدوين برنامههايي به منظور آموزش جهت اخذ استريل نمونه، ضروري به نظر ميرسد.

  كلمات كليدي : بانكهاي خون، ذخيره كرايو، خون بند ناف

 

نویسندگان:
کلیدواژه ها :
: 5175
: 4
: 0
ایندکس شده در :

  در طی 50 سال گذشته متوسط اميد به زندگی در بدو تولد در سراسر جهان تقريباً 20 سال افزايش پيدا کرده است ( از 5/46 سال در طی 1955-1950 به 5/62 سال در 2002 ) . سال 2002 اميد به زندگی از 78 سال برای زنان کشورهای توسعه يافته تا کمتر از 46 سال برای مردان در ناحيه زير صحرا در آفريقا متغير بوده است . افزايش اميد به زندگی که در نيمه اول قرن بيستم در کشورهای توسعه يافته ايجاد شد ناشی از کاهش سريع مرگ و مير ، به خصوص در شيرخواران ( به علت بيماريهای عفونی در دوران کودکی ) و مادران بوده است .

  تقريباً 57 ميليون نفر در سال 2002 جان خود را از دست دادند که 5/10 ميليون نفر آنان ( تقريباً 20 درصد ) کودکان زير 5 سال بوده اند . از اين تعداد مرگ ، 98 درصد آن در کشورهای در حال توسعه روی داده است . بيشتر از 60 درصد مرگ ها در کشورهای توسعه يافته در سنين بالای 70 سال روی داده است در حالی که اين رقم برای کشورهای در حال توسعه 30 درصد است . نکته کليدی در اين مقايسه ، وجود موارد بالای مرگ در سنين 59-15 ساله در کشورهای در حال توسعه است . اين مقدار در کشورهای توسعه يافته30 درصد است .

  تقريباً سالانه 5/10ميليون کودک زير 5 سال در جهان جان خود را از دست می دهند که نسبت به سال 1970 که اين ميزان 17 ميليون بوده است کاهش نشان می دهد . از 45 ميليون مرگ افراد 15 سال و بالاتر که در سال 2002 رخ داده است ، 32 ميليون مورد يا نزديک به 4 / 3 موارد به علت بيماری های غير واگير دار بوده است که 4 برابر بيشتر نسبت به بيماری های واگير دار ، مشکلات تغذيه ای ، مرگ و مير مادران و دوران پری ناتال باعث مرگ افراد شده است . تداوم کاهش مرگ و مير بالغين در مناطق با مرگ و مير پايين در مقايسه با مناطق با مرگ و مير بالا با عث ايجاد شکاف عميق در مرگ بالغين در سراسر جهان شده است . شکاف بين پايين ترين و بالاترين مرگ و مير افراد بالغ 15 سال در حال حاضر افزايش يافته و به 345 در 1000 در سال 2002 رسيده است .